جاویدان
www.jawidan.com

و بلاک دردهای دلم - ۴ دلو، ۱۳ ٨ ۳  

مطالب ارسالی شما در سایت جاویدان همیشه جاویدان خواهد ماند






 


 
a
 
 
 
 
 
آرشيو  
اخبار  
مقاله ها  
گزارش ها  
مصاحبه ها  

 



چرا اشرف غنی احمدزی در کابينه نيست ؟

 

 


اشرف غنی احمد زی از مشهورترين وزرای دولت موقت و انتقالی بود . او در اجلاس جاپان و جرمنی طراح اصلی از سوی دولت افغانستان به شمار می آمد . در داخل کشور هم از او به عنوان رييس دولتی در درون دولت ياد می شد . در ديد بسياری ها اشرف غنی احمد زی بدنهء فکری و تئوريسین تيم کرزی هم بود .

گذشته از اين ٬ يکی از وزرای قدرتمند دولت بود که حتی در کار ديگر وزيران هم دخالت می کرد و از جمله در استعفای وزير اسبق پلان نقش عمده و مشخص داشت . در کابينه جديد کسی که احتمال کنار گذاشتن او نمی رفت ٬ آقای احمدزی بود . وقتی که کابينه اعلان شد ٬ نبود نام ايشان در رديف وزرای دولت برای بسياری ها عجيب به نظر می رسيد . با اين وجود ٬ در مطبوعات و رسانه ها دلايل کنار گذاشته شدن کسی به اهميت اشرف غنی احمدزی آن گونه که بايسته بود ٬ به بحث گرفته نشد .

دليلی که دولت اعلان کرد ٬ دو تابعيت داشتن آقای اشرف غنی احمدزی بود . اگر اين دليل پذيرفته شود و گيريم که کاسه ای زير کاسه نيست ٬ بايد به کارآمدی کسانی شک کرد که عموما زير عنوان تکنوکرات های آمده از غرب ٬ دسته بندی می شوند . اشرف غنی احمدزی ٬ هم در نقش بازيگر عمده پشت پرده و هم در مقام طراح دوره موقت و انتقالی برای تيم کرزی يک آبرو و سمبل شده بود . اگر کرزی رياست سمبليک تيم را داشت ٬ اشرف غنی احمدزی رييس فکری و تئوريک تيم بود . صلاحيت بسيار داشت و دستش برای هر اقدام و برنامه ای باز بود . اگر با داشتن اين همه اعتماد ٬ صلاحيت و قدرت باز هم اشرف غنی احمدزی نتوانسته است از تابعيت ديگرش بگذرد ٬ بايد به درستی و صداقت تمام برنامه ها و شعارهايی شک کرد که در طی اين مدت او مدعی ٬ مجری و سمبلش شده بود .

در چگونگی تصويب و محتوای قانون اساسی ٬ اشرف غنی احمدزی يکی از گردانندگان پشت پرده بود . او و ديگر دوستانش در قومی شدن بيشتر قانون اساسی و نمادهای ملی تلاش ورزيدند . اينک نگذشتن او از تابعيت ديگرش عدم صداقت به همان شعارها و نمادهای قومی هم است که از افکار و انديشه کسانی چون ايشان سرچشمه گرفته است . با توجه به اين ٬ بايد به آنانی احترام عميق داشت که برای حفظ عزت و حيثيت مردم وطن از جان خويش گذشتند و در برابر تجاوز و خصومت بيگانگان جان نثاری کردند .

بله ٬ ديگران برای آرمان های خويش از جان خود گذشتند ٬ اما شاخصهء تيم قومگرای کرزی از پاسپورت کشور ميزبانش برای خدمت به وطنش نگذشت . طنز تلخی است اما بايد خنديد تا تاريخ هم به ريش آنانی بخندد که نه به شعارها و آرمان های قومی خود صادق ماندند و نه به منافع ملی مردم افغانستان . اين است وطن پرستی و عطش خدمت کسانی که در اين سه سال زمين و زمان را خائن می ديدند و خويشتن را دلسوزترين های وطن .

از سوی ديگر ٬ در بازار شايعه و گفتگو های دوستانه ٬ کنار گذاشته شدن اشرف غنی احمدزی به گونهء ديگری روايت می شود . می گويند که سازمان های وابسته به کشورهای دوست ٬ صد و بيست ميليون دالر را در يک حساب بانکی شخصی آقای اشرف غنی احمدزی يافته اند و اين علت اصلی کنار گذاشته شدن وی بوده است . گويا کشورهای دوست پافشاری کرده اند که برای ايشان بعد از اين اختلاس های کلان نبايد جايی در کابينه باشد . حتی گفته می شود که علت تاخير در اعلان کابينه هم همين رسوايی بوده است و نه مسايل ديگر .

بعد از افشای اختلاس اشرف غنی احمدزی ٬ گويا تصميم بر اين بوده است که به اين مساله رسيدگی شود . اما او تهديد کرده است که اگر برای شخص وی مشکلی ايجاد شود ٬ اختلاس های آقای کرزی و برادرانش را هم افشا خواهد کرد . بعد از تشديد اختلاف ميان کرزی و احمدزی که به مطبوعات هم کشيده شد و اشرف غنی اين اختلافات را تکذيب کرد ٬ گويا کشورهای دوست برای جلوگيری از رسوايی بيشتر و برای حفظ منافع خويش در افغانستان پادرميانی کرده اند و سرانجام قرار بر اين شده است که به صورت آبرومندانه ٬ زمينهء خروج اشرف غنی احمدزی از دولت و بعد کشور آماده شود . گفته می شود که انتصاب او به رياست دانشگاه کابل موقتی و مقدمه ای برای خروج او از کشور است .

واقعيت هرچه باشد ٬ کنار گذاشته شدن اشرف غنی احمدزی از کابينه ٬ به آن سادگی ای که نمايانده می شود مورد قبول نيست . چون بر اساس شايعات ديگر ٬ جلالی ٬ اتمر و چند عضو ديگر تيم کرزی هم از تابعيت دوم خود دست نکشيده اند و گويا اين مساله تا تشکيل پارلمان مسکوت گذاشته شده است .

با نظر داشت واقعيت های فوق ٬ بحث ديگری که از بطن اين مبحث چهره می گشايد ٬ چگونگی ايجاد سيستم سالم در کشور است . در کشور ما هر نظامی که ايجاد می شود ٬ قبل از هر چيز ديگری فسادش چهره می گشايد و شهرهء خاص و عام می شود . راستی چرا چنين است ؟

چرا در اين کشور شعارها و عملکردها در دو دنيای متضاد قرار می گيرند ؟ شعار چيزی است و عملکرد از بنياد چيز ديگر .

در همين روزها استاد خليلی و برادر ايشان حاجی نبی ٬ در لندن و ديگر کشورهای اروپایی سرگردانند تا زمينه کار و باری برای خود در اين کشورها مهيا کنند . اين آقا بايد مصروف انجام کارهای دولتی باشد و يا اينکه سرگردان تجارت و سودا های شخصی ؟ اگر می خواهد کار شخصی بکند ٬ پس چرا از مقامات دولتی و حزبی خود استعفا نمی کند ؟ چرا بايد امکانات عمومی و اعتبارات دولتی در خدمت منافع شخصی يک شخص قرار بگيرد ؟

چند وقت پيش ٬ وقتی مبارز استعفا داد ٬ وزير اطلاعات و فرهنگ را متهم ساخت که در قاچاق آثار عتيقه دست دارد . رهنورد زرياب هم بعد از استعفايش دست به افشاگری های بسيار زد .

خلاصه ٬ مثل هميشهء تاريخ افغانستان ٬ فساد دولت فعلی قصهء هر محفلی است ٬ اما از اصلاحاتش چيز زيادی به چشم نمی آيد . از کدامش بايد ناليد ٬ از مولوی شينواری و دستگاه ناکارآمد قضايی اش و يا اشرف غنی احمدزی و اختلاس های کلانش ؟

به هر صورت ٬ مردم بايد به آينده خويش بانديشند و به روزی که آمريکايی ها از کشور خارج می شوند و افغانستان يکبار ديگر بايد به تنهايی با مشکلاتش دست و پا بزند و با اين نظام های آلوده و فاسد روزگار بگذراند .

 
 
jawidan@jawidan.com
HomeAboutContactSend ArticleAds
 
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به جاویدان میباشد

 
 
Copyright 2004 www.jawidan.com. All Rights Reserved