فريد مزدک زنگ بازگشت دوبارهء حزب دموکراتيک خلق را به صدا در آورد د
چندی پيش در سايت وزين افغانستان.رو در رابطه با مصاحبهء آقای فريد مزدک معاون پيشين رييس حزب دموکراتيک خلق افغانستان باراديوی پيام افغان خبری به نشر رسيد که درآن از بازگشت دوبارهءاين سياستمدارجوان دههء 80 به زنده گی سياسی و احراز نقش فعال در جريانت کنونی کشور گزارش داده شد.این خبر که در حقيقت نخستين بيان يکی از رهبران جناح پرچم حزب پس از 12سال سکوت و رکود ان بود، ناقوسهای هوشدار را درجناحها وقشرهای معين سياسی جامعه به صدا در آوردو واکنشهای متعددی را که در قبال داشت.
در مقطع کنونی زنده گی سياسی افغانستان که تلاش نيروهای سياسی برای درک ، آموزش وحتی آزمايش ودر نهايت پذيرش ويا رد دموکراسی در حال آبستن ،مشخصهء عمدهء آن است،بازگشت دوبارهء حزب دموکراتيک خلق به عرصهء زنده گی فعال سياسی موجب ظهور پيامد های معينی سياسی ميگردد که ناديده انگاشتن ويا بی اهميت پنداشتن آن با سنجشهای واقعيت انديشی سياسی مغايرت دارد.البته اين به معنای تاييد مشی انسداد راه های حقوقی و قانونی بازگشت دوبارهء اين حزب وانزوا وترديد آن ازصحنهء سياسی نيست.زيرا مشی حقوقي انسداد وانزوای يک سازما ن سياسی پيامد های ناگواری را برای يک دموکراسی درحال پيدايش بدنبال دارد.
حزب دموکراتيک خلق افغانستان که در دههء 1960 با الهام از انديشه های دارای گرايش سوسيالستی در دوران اوج رقابت وتقابل دو سيستم متضاد جهانی آنوقت به صحنه آمد در دههء 90 پس از انحطاط و فروپاشی اردو گای سوسيالستی و"ظهور جهان يک قطبی" مجبور به کنار رفتن از صحنهء سياسی گرديد. در حلقات متعدد سياسی در درون کشور و بيرون از آن تاکنون برگشت دوبارهء اين حزب محال پنداشته ميشد.اما تحليل گران سياسی واقعيت نگر بازگشت دوبارهء آنرا،برپايهء شناخت از پيشينهء تاريخی ، وزنه ءسياسی ،پيوندها و پايگای اجتماعی آن نه تنها ممکن ميشمردند بلکه بنابر دلايل معينی قابل درک و قابل پذيرش بر ضرورت چنين برگشت تاکيد ميورزند.
در دنيای کنونی وبويژه در کشورهاي دارای دموکراسی نو بنياد ، دموکراسی بدون موجوديت وحضور فعال سياسی جناحهای چب وراست ومرکز ناپايدار وحتی محتوم به شکست است.حزب دموکراتيک خلق افغانستان که تاکنون به عنوان يگانه سازمان سيا سي سراسری چپ پنداشته ميشود از لحاظ تاريخی نيز قرارگای سياسی برای اکثر سازمانها وجناحهای چپ در کشور بوده است.درست درسالهای نخست پس از پيدايش آن ،اين حزب به سه شاخه عمده خلق ،پرچم وستم ملی منشعب گرديد.عده يی از سازمانهای ديگر چپ گاهی از آن منشعب گرديدند وزمانی دوباره درآن مدغم شدند.مانندگروه کار، سزا،سفزا،سپکجا وحتی ادغام جناحی از افغان ملت به اين حزب در دورهء زمامداری دوکتور نجيب الله .سه شاخه عمده حزب با برنامه های نسبتا مشابه اما باشيوه های متفاوت مبارزهء در صحنه سياسی ظهور کردند.امروز نام حزب دموکراتيک خلق را بيشتر با سازمانهای چکيده از ! جناح پرچم حزب مرتبط ميسازند.زيرا اعضای جناح خلق به سازمانهای راستگرای مانند افغان ملت ،حزب اسلامی وطالبان پيوستندو با انديشه هاييکه خود زمانی از پيروان افراطی آن بودند، وداع کرده اند. سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان که خود را وارث سنن مبارزات ستم ملی ميشمارد، امروز به عنوان سازمان مستقل سياسی فعاليت ميکند.
در اوضاع کنونی کشور که در" پرتو" دموکراسی نو بنياد بيش از 80 حزب سياسی در جامعه اعلام موجوديت کرده اند وبعضی آنها دارای گرايش چپی نيز اند ، چرا برضرورت بازگشت دوبارهء اين حزب که مسووليت سياسی وتاريخی جريانات دهه های اخير را بر عهده آن ميگذارند،تاکيد ميگردد.اين ضرورت درنتيجه فقدان پايگای اجتماعی وعدم پذيرش احزاب تازه نفس و نو بنياد بويژه احزاب موجود چپ پديدار گرديده است.در يک دموکراسی نو ظهور ايجاد و"راجستر" " حزب سياسی"امر دشواری نيست.آنچه برای اين احزا ب دشواراست ،ايجاد وتوسعهء پايگای اجتماعی و درنتيجه حضور فعال سياسی با ارايهء طرح ومشی سياسی معين است.همانگونه که ما در سال اخير شاهد تاسيس "احزاب" با نام اما بی نشان بوديم بزودی اين نامها از حافظه ها ی ما زدوده ميشوندوفقط سياهی در برگهای سفيد کاغذ خواهند بود.برای دموکراسی تازه دم کنونی ضرورت موجوديت چنان سازمان سياسی چپ محسوس ومبرم است که درنتجهء آن از لغزش افراطی به راست وظهور دکتاتوريای راست جلوگيری گردد.
حزب دموکراتيک خلق افغانستان نيز پس از شکست آن در سال 1992 به شاخه های متعدد ی منشعب ومنقسم گرديد که امکان ظهور دوبارهء آنرا بعنوان سازمان نيرومند سياسی محدود حتی محال ساخته بود.فقدان زعامت واحد سياسی درين حزب که باری بعد از سبکدوشی ببرک کارمل وزمانی هم پس از سرنگونی نجيب الله محسوس بود،احيای دوبارهء اين حزب را که مانند اکثر احزاب راست وچپ افغانی دارای عنعنه داشتن زعيم ورهبر است به دشواریهاوحتی به بن بست کشانيده است.
ظهور دوبارهء فريد مزدک به عنوان "نطاق" حزب حلقات معينی را در درون اين حزب به تحرک در آورده است.زيرا آنهاييکه ازين سياستمدار تاجک تبار شناخت دقيق دارند بخوبی ميدانند که او از استعداد وتوانمندی غير قابل پيش بينی برای سازماندهی برخورداراست وميتواند به رکود سياسی حزب و به بن بست احيای آن پايان بخشد.
azimbabak@yahoo.com