شام روز پنجشنبه شانزدهم مارچ، محفلى به افتخار دوشيزه اى بنام ملالى جويا كه گفته مى شود يكى از اعضاى پارلمان افغانستان مى باشند از طرف (افغان كواليشن) در سالون سنچرى هاوس شهر فريمانت برگذار شد. در اين محفل جمع كثيرى از هموطنان ما اعم از زن و مرد، نويسندگان، هنرمندان و اهل فكر و انديشه جامعه مهاجر ما اشتراك ورزيده بودند.
محفل با عبارات مختصر نطاق معروف افغانستان خانم (ذكيه كهزاد) آغاز شد. سپس خانم ملالى جويا مايكروفون را در دست گرفته و آغاز به سخنرانى نمود. خانم ملالى جويا در حالى كه سخاوتمندانه اشک مى ريخت پيوسته از جنگسالاران گفت ولى حرف نوى در سخنان شان ديده نمى شد. همزمان با بالا شدن خانم جويا روى ستيژ، جمعى از جوانان و محصلان كالجهاى منطقهء بى ايرياى كاليفرنيا شعار هايى با خود آورده و آنرا بلند نمودند. در يكى از اين شعار ها به خط بزرگ نوشته شده بود: (راوا! سؤ استفاده از زنان و داعيه بر حق آنها را متوقف ساز) شعار ديگر مى گفت: (راوا و ملالى چيزى جز شلاق “آى اس آى” براى كوبيدن مبارزان راه آزادى افغانستان نيستند). شعار سومى كه در دست جوان خورد سالى كه معلوم مى شد متعلم مكتب است اينطور مى گفت: ( دموكراسى مائوئيستى براى خود خانم ملالى مبارک باشد). شعار چهارمى از اين عبارت ساخته شده بود: ( حاضران گرامى! تشريف آورى شما را در يكى از صحنه هاى قهرمان سازى خوش آمديد مى گوئيم. قهرمانى كه تمام توشه اش يک مشت دشنام و عقده و اهانت و چيغ و فرياد است).
در حاشيهء مجلس، دو اعلاميه بچشم مى خورد كه از طرف (بازماندگان شهداى جهاد اسلامى و مقاومت ملى افغانستان) نشر شده بود. يكى از اين اعلاميه ها بزبان انگليسى بود كه عنوانش به اين معنى بود:(ملالى جويا بنفع چه كسى سخن مى گويد؟). اعلاميه ديگر زير اين عنوان نشر شده بود: (ملالی جویا: قهرمان ساخته سازمان استخبارات نظامى پاکستان).
شعار هاى ديگرى هم در گوشه و كنار سالون ديده مى شد كه به نمونه هايى از آن اشاره مى شود: زنده باد ياد شهداى جهاد اسلامى و مقاومت ملى افغانستان. بريده باد زبان سخنگويان بيگانه، و سيه باد روى دلقكان وابسته. مرگ بر دشمنان ملت مظلوم افغانستان. نفرين بر كسانى كه از زن و حقوق او در راه تحقق پروژه هاى بيگانگان سود مى جويند.
پس از آنكه خانم ملالى سخنان خود را تمام نمود، يكى از اعضاى مجلس كه بسيار احساساتى بنظر مى خورد از جا برخاسته و فرياد زد: اى قصر سفيد! دست از سر ما بردار. براى ما قهرمان متراش. قله هاى بلند افتخارات ما را زير سم قهرمانان ساختگى ات خورد مساز. ملت مجاهد و شهداى افغانستان را توهين مكن. حقوق بشر، حقوق زن و دموكراسى را در پاى خرسهاى سرمايه، جاسوسهاى بى هويت و كارپوريشن هاى خودت مريز! او همچنان از ملالى خواست تا براى كسانى كه از او شخصيت ساخته اند، برايش تبليغ نموده و تخت روان او را به دانشگاه ها و مراكز بزرگ امريكاى شمالى مى برند، بگويد كه از براى خدا دست از سر ما برداريد. خانمى كه معلوم مى شد فرد دانشمند و با تجربه اى است فرياد زد: ملالى جان! هر آنچه خودت گفتى درست است ولى چه كنيم كه از اين همه حقايق در راه منافع پاكستان استفاده مى شود. او افزود: تفنگدارانى كه بر آبرو و حقوق مردم ما در گوشه و كنار كشور و در مراحل مختلف تاريخ معاصر آن تجاوز نموده اند از هر قماشى كه بوده اند سخت محكوم اند ولى هيچ فرد و هيچ جريانى حق ندارد تا بر پاسداران مرزهاى عزت و آزادى كشور ما يورش برد. خانم ديگرى كه در نزديكى نويسنده نشسته بود بيكى از دوستانش مى گفت: در آن زمانى كه زنان كشور ما در آتش سياه طالب مى سوختند، خانم ملالى و امثال ايشان چرا در آن وقت چنين سفرهايى را به امريكا انجام نمى دادند، تا نداى زنان افغانستان را بگوش مردم جهان برسانند. امروز اگر زنى در هرات از طرف شوهرش كشته مى شود، رسانه هاى گروهى و قلمهاى مزدور و بيگانه وزير معادن و صنايع را در كابل مسئول آن معرفى مى نمايند. اگر زنى در بدخشان بقتل مى رسد، اين دلالان ماهر گناه او را بدوش كسى كه اصلا در آنجا نيست و در امر خانوادگى آن زن دخلى ندارد مى اندازند. باز ميان كشتن زنان و رقابتهاى سياسى اى كه يكطرف آن مردم افغانستان است و طرف ديگرش كشور هاى بيگانه چه رابطه اى وجود دارد؟ آيا در همين امريكا چنين جناياتى صورت نمى گيرد؟! كشور ما بسان همه كشور هاى جهان مشكلات خودش را دارد كه پامال نمودن حقوق اوليه زنان يكى از اين مشكلات بحساب مى آيد. آنكه در نورستان خانمش را مى فرستد تا زمين را پابپاى گاو شخم زند، و آنكه در شنوار همسرش را مى فروشد، و آنكه در هرات چنان روزى بر سر زنش مى آورد كه دست به خودكشى زده و آنرا آسانترين راه براى برون رفت از مشكلات خود داند، و آنكه در مزار و تخار زنان خوردسالى را در حباله نكاح خويش مى آورد و آنكه در سرتاسر افغانستان چيزى را بنام ميراث زن برسميت نمى شناسد، نمى توان همه اين گناهان را بدوش مخالفان سياسى خانم ملالى جان و سازمان او افگند.
خانم ملالى جويا كه سخت هراسان بنظر مى خورد با ديدن اين شعار ها دست و پاچه شده و گفت كه او هيچگاهى عضو سازمان راوا نبوده است. در همين زمان بود كه آقاى مسعود آرين متن مصاحبه جويا با يكى از خبرنگاران را بيرون كشيد و آنرا براى حاضران نشان داد كه ملالى جويا در آن مصاحبه اعتراف نموده است كه عضو راوا بوده است. مسعود متن مصاحبه را باصداى بلند براى حاضران خواند و خانم ملالى جان پاسخى نداشت. آقاى خوشحال خان ارسلا يكى از روشنفكران ملى و مبارز كشور چنين تبصره نمود: (امريكائيها در آن زمانى كه روسها وارد افغانستان شده بودند، مجاهدان كشور ما را قهرمانان قرن مى خواندند و در آن زمان از اصطلاح جنگسالار و بنياد گرا هيچ خبرى نبود. همينكه مجاهدان به قدرت رسيدند امريكا براى ايجاد لوله نفت خويش موجودات ديگرى را بنام طالبان ايجاد نمود. طالبان بر كابل سيطره حاصل نمودند و نزديك بود بر همه كشور مسلط شوند. در اين زمان امريكا گروه ديگرى را براى كوبيدن آنها وارد افغانستان نمود. حالا من فكر مى كنم كه شما جزء پروژه اى هستيد كه براى كوبيدن همه استخدام مى شويد، سوال من در اين است كه شما بازيگران خورد و بزرگ عرصه سياست افغانستان تا چه زمانى آله دست اين و آن شده و اين ملت را به بهانه هاى مختلف بر فرق هم مى كوبيد؟!).
در اين مجلس گرم، چندين تن از حاضران مجلس نظر جويا را در مورد پاكستان جويا شدند ولى خانم ملالى هيچ بارى نخواستند پاكستان را بصورت مستقيم انتقاد نمايند. خانم جويا همه جريانهاى سياسى افغانستان را چه بصورت صريح و چه بصورت اشاره كوبيدند و هر بارى كه آماج پرسش حاضران قرار مى گرفت اشک مى ريخت. جالب اينكه ايشان همه اعضاى پارلمان كشور را متهم نمودند كه بدون رأى مردم به پارلمان آمده اند. يكى از سخنوران حاضر در مجلس كه توخى تخلص مى نمود و من پيش از آن ايشان را نديده بودم همينكه از يكسو طرفه رفتن ملالى جويا از مسئوليت پاكستان در قبال قضاياى افغانستان و از سوى ديگر هجوم بر مجاهدين و ساير جناحهاى سياسى را ديد از جا برخاسته و مايكروفون را گرفته و گفت كه مردم كشور من ولو كه اشتباهاتى را هم مرتكب شده باشند از هر جناح و جريانى كه هستند بهتر از خارجى ها اند. خانم ذكيه كهزاد كه نطاقى مجلس را عهده دار بودند در پايان مجلس گفتند كه ايشان به قهرمان ملى تاريخ معاصر افغانستان انجنير احمدشاه مسعود سخت احترام قايل هستند. اين مسئله كمى سبب ناراحتى خانم جويا شد. خانم جويا در جريان سخنرانى خود بصورت مكرر مى گفت كه او قهرمان نيست و يكى از حاضران مجلس بصداى بلند گفت: (كى گفته است كه شما قهرمان هستيد؟!).
خانم جويا در پايان محفل خويش از تلويزيونهاى هموطنان ما نيز شكايت نمود زيرا كه آنها بقول ايشان سوالهاى عجيب و غريبى از ايشان نموده بودند. نا گفته نماند كه من پيره زنى راديدم كه در گوشهء مجلس نشسته و اشک مى ريخت. يكى از حاضران را كه با ايشان حرف مى زد پرسيدم كه اين خانم كيست؟ او گفت كه او هم ايشان را زياد نمى شناسد ولى همينقدر مى داند كه در زمان طالبان از حاميان آنها در شمال كاليفرنيا بود. با خود گفتم كه تنها خدا مى داند كه اين مادر كهن سال همين لحظه چه چيزى را بياد مى آورد.
دوشيزه ديگرى را ديدم كه در گوشه مجلس نشسته و بسوى همه با تعجب مى نگرد. از ايشان پرسيدم كه اگر براى شما فرصت سوال مهيا شود چه سوالى خواهيد نمود؟ دوشيزه تبسمى نموده گفت: مى پرسم كه اگر من هم روزى وارد پارلمان افغانستان شوم و در آنجا اعضاى پارلمان را دشنام داده و هتک حرمت نمايم آيا مى توانم كانديد جايزه نوبل شوم؟؟؟!!!).
در جمع حاضران، افرادى در اين گوشه و آن گوشه ديده مى شدند كه براى خانم ملالى كف مى زدند ولى متأسفانه بيشتر آنها متهم به تمايلات فاشيستى در ميان هموطنان ما بوده اند. چند زن امريكائى هم در مجلس حضور داشتند كه از چشمان شان دانسته مى شد كه صحنهء غير مترقبه اى را نظاره مى كنند. چنين معلوم مى شد كه هر كسى از ظن خود يار ملالى جان شده بود.
سخن جالب اينكه زمانى كه مجلس گرم شد و سوالها از هر طرف ريختن گرفت خانم ملالى عذر آوردند كه مريض اند و حتى اضافه نمودند كه ايشان نمى توانند مريضى خويش را براى حاضران بگويند. چنين معلوم مى شد كه ايشان در كارزار مناظره، سلاحهاى خاص خود شان را با كمال مهارت بكار مى بردند: سلاح هويت زنانه، سلاح فقر و بينوائى خانواده، سلاح مهمان بودن، و بالاخره سلاح مريضى و آنهم...
خانم ملالى هر بارى كه با موج جديدى از سوال روبرو مى شد فرياد مى زد كه اينجا هم جنگسالاران اند، در حالى كه حاضران مجلس يا متعلمان مكاتب ويونيورستى هاى امريكا بودند و يا بزرگسالانى كه عمر خويش را با قلم و كتاب سپرى نموده و يا هموطنانى كه جتى نمى توانند تفنگ موشكش را از كلاشينكوف فرق نمايند. پرسشهايى هم كه مطرح شد همه در چارچوب آداب و اخلاق مجلس بود.
خانم ملالى در جريان سخنرانى مختصر و سراسيمه اش همه جريانات سياسى و همه شخصيتهاى كشور را بدون تبعيض و بصورت بى امان كوبيدند (البته باستثناى راوا) ولى وقتى كه سخن بر سر پاكستان مى آمد تنها پاسخى كه داشت اين بود: (هر كشورى كه بخواهد در امور ما مداخله كند محكوم است).
در پايان لازم بياد آورى مى دانم كه چندى قبل مطبوعات امريكا خبر آمدن پسرى بنام رحمت الله هاشمى نماينده سابق ملاعمر را نشر نمود كه بجاى فرستادن به گوانتانامو به دانشگاه (يل) فرستاده شده است و امروز دوشيزه اى به امريكا دعوت شده و از يک نهاد علمى به نهاد ديگرى برده مى شود تا براى انجمنهاى نسوان اين كشور سخنرانى نمايد. اگر نيک بنگريم اين پسر و دختر جوان در حالى كه از دو ديد مختلف حرف مى زنند ولى چنين مى نمايد كه هر دوى شان در دست همان يک هيولاى جهنمى قرار داشته و تا اندازه زيادى چون دو تيغهء يک قيچى با آنكه در دو سمت مختلف حركت ميكنند ولى همان يک چيز را قطع مى نمايند و آن غرور و افتخارات تاريخى و نيروهاى مستقل ملى كشور است.
شباهتهاى زيادى ميان راوا و طالبان وجود دارد.
اگر طالبان گروهى كاملا مردانه اند، راوا در مقابل جريانى كاملا زنانه مى باشد.
اساس كار هردو گروه را خون و خشونت تشكيل مى دهد.
مسئله زعامت در ميان رهبران هردو گروه در هاله اى از غموض و اسرار قرار دارد
هردو گروه، بجز از خود ديگر همه گروه ها را نفى ميكنند
طالبان، مخالفان شان را بنام (توپكى) مى كوبيدند و راوا بنام تفنگسالار.
هر دو جريان، از زير زمينى هاى (آى اس آى) رهبرى مى شوند
بالآخره در پايان مجلس اعلام گرديد كه ديگر مهمان عزيز ما وقت ندارند تا به پرسشها پاسخ گويند و چنين معلوم مى شد كه با اعلام نمودن پايان برنامه، بت ملالى جان جويا هم درهم شكست و فرو ريخت.
هنگامى كه مجلس را ترک مى نمودم نفسى راحت از سينه بر آورده و خدا را شكر كردم كه مردم ما بقدر كافى از درايت سياسى برخوردار و از نقشه ها و برنامه هاى دشمنان افغانستان خوب آگاه اند ولى چه كنيم كه گله هاى (روشنفكر) ما نمى توانند اين حقيقت را درک نمايند.
در ختـم هفتـه دوم مــــاه فبـــروري، خانم سيما ثمر، رئيسه کميسيون مستقل حقوق بشر و خانم ملالي جويا، عضو ولسي جرگه به خاطر تجليل از "روز عاشق ها" بنا به دعوت سازمان هاي فمينيست به کانادا مسافرت داشتند. اين دو خانم به دور از افغانهاي مقيم در کانادا و در بين يک حلقه خاص فمينست کانادايي چند روز را سپري نمودند.
قابل تذکر است که در کشور هاي غربي 14 فبروري را بنام روز ولانتاين يا روز عاشق ها مسمي نموده اند. درين روز خاص جوانان غربي در تلاش مي باشند، تا وقت خود را با معشوقه خود سپري کنند، به معشوقه خود تحايف اهدا نمايند ويا محافل خاص شب نشيني و پايکوبي تدوير نمايند.
ملالي جويا نيز بنابر همين ملحوظ، در محافل مختلف (ولانتاين دي) که در شهر هاي اوتاوا و تورانتو توسط فمينيست ها ترتيب يافته بود اشتراک ورزيد.در زمره محافلي که به همين مناسبت در شهر اوتاوا داير گرديده بود ملالي جويا به تاريخ 15 فبروري در يکي از صالون هاي تياتر به ديـــدن پارچه تمثيلي به نام
(The Vagina Monologues)
مسمي است و از نام اش پيداست که چي مفهوم دارد، اشتراک نمود. خانم سيما ثمر و خانم جويا، برعلاوه اشتراک در محافل تجليل از روز عاشق ها در بعضي جلسات و گردهم آيي ها سخنراني هاي هم داشتند.از جريان سخنراني ها معلوم ميشد که متن بيانيه هاي ملالي جويا توسط کس ديگري پيش از پيش تهيه شده باشد.در جريان قرائت بيانيه، کلمات و جملات گاه و ناگاه عوض شده و در جا و بي جاي استفاده مي شد. سخنان خانم جويا در کانادا، به عين، تداوم اظهارات غير عادي و جنجال برانگيــز نامبــرده در داخـل کشورمي باشد، که همانا انتقاد شديد از روند جاري اوضاع در افغانستان، محکوم نمودن سياست هاي ايالات متحده امريکا و متحدين آن مبني بر حمايت از رهبري کنوني در کشور بود.
خانم جويا، در مخالفت با حامد کرزي، رئيس جمهور کنوني افغانستان، نامبرده را "شخص بي کفايت" و "دست نشانده امريکا" خوانده و گفت: "افغان ها از دولت کنوني حمايت نمي نمايند و دموکراسي در کشور نيز قلابي و نمايشي از جانب امريکا تطبيق مي شود".
وي همچنان، عدم اشتراک يک عده افغان ها در انتخابات پارلماني را بي باوري به دولت کنوني خوانده، که به ادعاي نامبرده، نتوانسته است، تعهدات خود در مواردي از جمله فاصله گرفتن از "جنگ سالاران" عملي سازد.
در جريان يکي از مجالس در شهر اوتاوا، از ملالي جويا پرسيده شد، که شما وقتي که هيچ چيز را به جزء از صحبت هاي خود قبول نداريد وهمه چيز را مورد انتقاد قرار ميدهيد و از جانب ديگر خود را مدافع حقوق زن مي دانيد. پس چنانچه ديده ميشود در حدود هفتاد تن از اعضاي پارلمان را خانم ها تشکيل مي دهند.
فلهذا شما ميتوانيد به همکاري اين هفتاد تن از زنان در پارلمان، در قوانين افغانستان و در تحولات اوضاع اثر قابل ملاحظه داشته باشيد، چرا چينين کاري را انجام نمي دهيد؟
- ملالي جويا در جواب به شکل توهين آميز گفت، که اين 69 زن گدي گک قادر به هيچ کاري نيستند.ازبودن اين 69 گدي گگ نمايشي نبودن شان بهتر است...
در رابطه به کمک هاي مالي بين المللي به افغانستان، خانم جويا، اظهار داشت، که از دوازده ميليارد دالر کمک جامعه بين المللي، تا اکنون به مردم افغانستان هيچ چيز نرسيده ست، او اضافه نمود که ده ميليارد ديگري که اخيرا در کنفرانس لندن وعده داده شده است، همچنان تاثير نخواهد گذاشت و به هدر خواهد رفت.
خانم جويا در قسمت ديگري از حرف هاي خود، از نيرو هاي مقاومت به عنوان "جهادي هاي ائتلاف شمال" به حيث " بچه هاي نازدانه سي آي اي" نام برده، آنان را متهم به تخريب کشور نمود، ادعا کرد که آنها برادر هاي هم فکر طالبان مي باشند که با مفکوره هاي قرون وسطي خود هنوزهم برحکومت، بر پارلمان و بر قوه قضائيه نفوذ دارند.
خانم ملالي جويا، از موارد متعدد ظلم وستم بر زنان افغانستان همچون تجاوز به عفت دختران خوردسن و زنان، سوء استفاده و قتل آنان ياد نموده و در اثبا ت اين ادعاي خود، به نقل قول از روزنامه هاي خارجي پرداخته و دولت افغانستان را متهم به بي عدالتي و بي توجهي در مورد زنان نمود.
اگر چه اظهارات تند و تيز ملالي جويا توسط بعضي از حلقات خاص مانند شعله يي ها، بعضي از افغان ملتي ها، عده از کمونيست هاي خلقي و پرچمي ، بعضي فرصت طلب ها و يک عده چک چکي ها استقبال ميشد؛ اما اسباب ناراحتي اکثريت بزرگ از افغانهاي ديگر را فراهم نمود. يکتعداد از افغانها طي تماس هاي تلفوني بين خود ناخشنودي شان را از سفر خانم جويا به کانادا و اظهارات بي جا و بي مورد وي ابراز داشته و سخنان نامبرده را يک جانبه خلاف عنعنه و کلتور مردم و در ضديت با مصالح و منافع علياي کشور ما دانستند.
شايان ذکر است که صحبت هاي خانم سيماثمر، رئيس کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان زيادتر روي اوضاع سياسي، واقعيت هاي عيني در کشور و اکثراً روي کارنامه هاي کميسيون مستقل حقوق بشر استوار بود. لحن صحبت ها و مطالب مطروحه بين اين دو تن هيچ با هم ارتباط نداشت.
در جريان اين اجتماعات خانم سيما ثمر ظاهرا از اظهارات هيجان انگيز ملالي جويا چندان راضي به نظر نمي رسيد.