درین کره ای خاکی که دوی بر سه قسمت سطح آنرا آب تشکیل داده است، در حال حاضر زیادتر از 6200 میلیون یا به عباره ای دیگر 6.2 میلیارد انسان زندگی می نمایند.
رشت سری انسانها وقتی شروع شد که فهم و دانایی مغزی انسانها آهسته آهسته بکار افتاد. و این رشت باعث آن شد تا انسانها جایگاهی بخصوصی را درین سیاره به خود اختصاص دهند.
رشت طبیعی حیوانات همانطوریکه انسانها در زمان قدیم به آن روش زندگی میکردند، وابسته به حوادث ناگوار طبیعت و بخصوص غذا و سرپنا بوده است. ازآنجایکه انسانها شروع به زراعت و مالداری نموده اند توانستد تا اندازه ای مشکلات غذایی را رفع و برای بهتر ساختن سطح زندگی فکر های بهتری برای پیدایش تکنالوژی به کار گرفتند. با پیدایش تکنالوژی انسانها پا به ارثه ای حیات نو گذاشتند که توانستند تحولات طبیعی را به نفع خود بچرخانند و از راه های مختلف برای پیدا کردن غذا و سر پناه دست به کار شوند. این ها همه علایمی بوده است که رشت و تکامل انسانها را سرعت بخشیده است.
اگر ما همین پنجاه سال اخیر را مد نظر بگیریم رشت نفوس انسانها دوبرابر بالا رفته است. این خود گوینده ای آن است که تکنالوژی پیشرفته توانسته است غذای خوب و سر پناه درست را به انسانها به ارمغان بیاورد. در قسمت طبابت هم تکنالوژی توانست انقلابی را به جریان بیاندازد که با آن جلوگیری از مرگ میلیون ها انسان گردیده است.
در دوران قدیم زیادترین ضربات را بر رشت انسان ها بعد از عوامل طبیعی جنگ های فردی، گروهی، قبیلوی و یا یا بین امپراطوری های وقت بوده است که جزعی ترین زخم عفونی و بعد به مرگ انسانها می انجامیده است. ولی امروز از مغلق ترین امراض گرفته تا خطرناکترین تحولات طبیعی جلوگیری به عمل میآید.
در نتیجه میتوان گفت که در آن زمان مرگ و میر انسانها خیلی ها بالاتر از حالا بوده است. و این خود باعث جلوگیری از رشت انسانها میشده است.
درین قسمت ارقامی را که از سالهای 1750 از طرف ملل متحد بیان شده است ( البته با کمی تفاوت ) به نمایش میگزاریم تا دیده شود که رشت نفوس انسانها درین سالها جطور بوده است.
سال
790
میلیون
1750
1800
980
میلیون
1850
1260
میلیون
1900
1650
میلیون
1950
2555
میلیون
2000
6080
میلیون
نفوس انسانها در شصت سال از 1900 تا 1960 به رقم 1،389 ملیون است در صورتیکه این رقم در چهل سال بعد تا سال 2000 به 3،041 ملیون تغیر کرده است.
برای ارزیابی بهتر نیمۀ دوم قرن بیست را انچنین بیان میدارم:
سال
2555
میلیون
1950
1960
3039
میلیون
1970
3707
میلیون
1980
4457
میلیون
1990
5284
میلیون
2000
6080
میلیون
ولی در حال حاضر نفوس کل انسان های روی زمین از مرز 6200 ملیون هم فراتر میرود.
رشت انسان ها از سال 1960 الی 2000 زیاد تراز سه ملیارد میباشد. اگر به طور اوسط خلاصه نمایم در هر سال 75 ملیون میرسد. یا به عباره ای دیگر 205000 انسان در روز؛ 8500 انسان در هر ساعت و یا هم میتوان گفت رشت نفوس انسان ها در هر دقیقه به 140 نفر رسیده است.
اما اگر در جدول دوم نظر انداخته شود این رقم با رشت بالاتری بوده. یعنی که در ده سال اخیر رشت نفوس انسان ها به 796 میلیون بالا رفته است. که در نتیجه 79،6 میلیون در سال ، 218000 در روز و یا خلاصۀ کلام در هر دقیقه 150 انسان بر نفوس کل افزوده شده است.
جای واقعآ بسیار خوشی است که از دوصد سال بدین سوی ، نفوس انسان ها ازحدود 980 ملیون به 6200 میلیون ارتقا یافته است. اما جای پریشانی هم است اگر در هر دقیقه 150 انسان اضافه شود، نفوس انسان ها در سال 2050 به بالا تر از ده میلیارد خواهد رسید.
با چنین واقعیتی چه میتوان امید داشت؟
همان طوریکه انسان از خاک ظهور کرد و بر خاک فرو میرود، امکانات زیادی هم است که از آنجایکه حرکت نمودیم واپس بر آنجا برگردیم. یعنی که بود روزی که غذا و سر پناه بر انسان ها کفایت نمیکرد و آید روزی که باز هم چنین شود. همین حالا نمونۀ آنرا بر اکثر نقاط جهان میتوان دریافت.