، شکست و ریخت چلچراغ سرای....>>
باغی شکست و سرو رسایی شکست و ریخت
سروی نه بلکه باغ صفائی شکست و ریخت
سروی که سایه ساز شفا بخش قامتش:
پیوسته بود؛ دار شفایی شکست و ریخت
تا ریک گشته دیده دلبستگان او
یعنی که چلچراغ سرای ، شکست و ریخت
یک قامتی شکست که در سوگ و ماتمش
صد قامت دیگر به رثایی ، شکست و ریخت
ای عقده در دلان ! جوابم کی میدهد
آخر چه شد که عقده گشایی شکست و ریخت
مرحم گذار زخم تن درد مند شهر
بی آنکه خود رسد به دوایی شکست و ریخت
|