جاویدان
www.jawidan.com

مطالب ارسالی شما در سایت جاویدان همیشه جاویدان خواهد ماند






 


 
a
 
 
 
 
 
آرشيو  
اخبار  
مقاله ها  
گزارش ها  
مصاحبه ها  
محمد رضا نيكفر

دين و حقوق بشر


آيا دين با حقوق بشر سازگار نيست ؟ سئوالي است كه امروزه در محافل اكادميك مطرح است . كشورهايي كه بنياد سياست ديني دارند از سازگار بودن دين با حقوق بشر سخن ميگويند . دين را حافظ حقوق انسان و پاسدار معنوي حقوق بشر مي نگارند . در مقابل ، كسان ديگري دين را ذاتا ناسازگار با حقوق بشر و عامل انكار و تضييع آن مي پندارند ؟
نويسنده در اين مقاله ، دين را باستانى و حقوق بشر را پديده‏اى نو و مبناى دين را عبوديت و مبناى حقوق بشر را انسان چونان ......انسان ذكر مى‏كند و

نكته نخست در مورد سازگارى يا ناسازگارى دين با حقوق بشر اين است كه دينها عمدتا باستانى‏اند، اما حقوق بشر پديده‏اى است جديد. گسست شاخص عصر جديد، گسست از عبوديت است؛ باور به آزادى انسان و تلاش او براى به دست گرفتن سرنوشت خويش است. دين يعنى عبوديت و عبادت. عصر جديد، عصر گسست از دين است. مشخصه عمده اين گسست دين‏ستيزى و دين‏زدايى نيست؛ بلكه دست‏كارى‏هايى در دين است تا باورهاى دينى در كار انسان عصر جديد بى‏سامانى پديد نياورند. حقوق بشر با اصل دين كه عبوديت است، مشكل دارد.
موضوع حقوق بشر، انسان به منزله انسان است. در اعلاميه جهانى حقوق بشر مجموعه‏اى از آزادى‏ها برشمرده شده است كه حق هر انسانى‏اند. ماده نخست اعلاميه با صراحت مى‏گويد: «تمام افراد بشر آزاد زاده مى‏شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابرند» و ماده دوم بر اين مبنا قيد مى‏كند: «هر كس مى‏تواند بى‏هيچ‏گونه تمايزى به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيده سياسى يا هر عقيده ديگر و همچنين منشأ ملى يا اجتماعى، ثروت، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه آزادى‏هاى ذكر شده در اين اعلاميه بهره‏مند گردد». اين بينش با نگرش دين، خاصه در نوع توحيدى آن ناسازگار است. از منظر اين دينها، در دوره‏اى كه هنوز عصر جديد آنها را وادار به همسازى با پى‏آمدهاى ادراك آزادى نكرده است، نمى‏توان حكم كرد كه همه انسان‏ها با هر دين و عقيده‏اى، «از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابرند». بنابراين مى‏توان گفت كه دين اصيل سنتى، يعنى آن دين دست‏كارى نشده توسط عصر جديد، دركى از حقوق بشر نداشته است؛ زيرا حقوق بشر با گسست از عبوديت شكل گرفته است؛ اما آن‏دين بر بنياد عبوديت بوده است. پس دين با حقوق بشر سازگار نيست.
«دين با حقوق بشر سازگار است». اين سخن معمولاً بيش از آنكه بخواهد مدعى ثبت واقعيت در گزاره‏اى و آغازگر يك بحث نظرى باشد، بيان يك خواست، آرزو، انتخاب و سليقه است. چنين گزاره‏اى را در اين مفهوم، گزاره گفتارى مى‏ناميم و معناى آن‏را در گفتار جارى زيست ـ جهانى مى‏جوييم.

زبان استراتژيك دينى
دين، همه‏گير است و مقوله‏هايش مانند هر پديده همه‏شمول ديگرى، در گفتار همگانى تعريف مى‏شود؛ تعريف نه در معناى مرزگذارى معرفتى، بلكه به صورت تشخص‏يابى در كاربرد. زبان تخصصى دين از نوع زبان نظرى نيست؛ بلكه چيزى است در زمره گفتارهاى استراتژيك هدف‏دار كه ابزارهاى آن فراهم مى‏شود. يكى از اين ابزارها مى‏تواند مبهم‏گويى و ابهام‏آفرينى باشد. زبان عالمان دينى، زبان يك شغل است و آوازه‏گرى‏هايشان، تبليغ براى متاع معينى است.
دين، موضوع هميشگى تفسير است. به تعداد مؤمنان، دين وجود دارد. اشتراك در يك فرهنگ دينى كه قاموس، آداب، رسوم، منش اخلاقى و جهان‏بينى خاص خود را دارد، مجموعه‏اى را مشخص مى‏كند كه به صورت طبيعى - تاريخى شكل مى‏گيرد. كسى‏كه در جامعه‏اى با دينى خاص متولد شود، معمولاً به كيش آن جامعه درمى‏آيد. اين وجه طبيعى آن مجموعه است. اعتقاد دينى، اعتقاد يك مجموعه تاريخى است كه اگر نباشد، آن اعتقادها نيز وجود ندارند. از اين نظر، حكم‏هاى اعتقادى از نوع گزاره‏هاى ميان‏نهادى استدلال پذير نيستند و آن‏جايى كه با استدلال پيش مى‏روند، از منطق به صورت ابزارى براى سخنورى و آوازه‏گرى استفاده .مى‏كنند

jawidan@jawidan.com
HomeAboutContactSend ArticleAds
 
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به جاویدان میباشد

 
 
Copyright 2004 www.jawidan.com. All Rights Reserved